X
تبلیغات
رایتل

رویاهای یک شب عجیب

پنج‌شنبه 4 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 11:43

1.خواب دیدم سرطان داره، یکی دو سالیه تو مرکز درمانی بستریه.یه حالت رد گم کنی و جوری که کسی متوجه نشه میخواستم برم ملاقاتش که نشد.سرطان پیش رفته ای داشت، اما نهایتا همه چیز به خوبی و خوشی پایان یافت و برخلاف تصور همگان، سلامتیشو بازیافت و ترخیص شد.


2.خواب دیدم تنها زن عضو کابینه دولت هستم، در مقام وزیر ترویج عفاف و حجاب، یا یه همچو چیزی.جالبی قضیه اینجاست که من زن نیستم و مرد هستم، و اصولا با ترویج عفاف و حجاب هم مخالفم.یک آقایی بود که اون هم کارش دری وری بود، تو جلسه های هیئت دولت پهلو هم می شستیم و حرف بیخود می زدیم.این خواب کاملا رئال بود و همه جزییاتش یادمه.مثلا جو جلسات خیلی سنگین بود و با آمدن وزیر اطلاعات که یک آخوند لباس شخصی بود سنگین تر هم می شد.


3.خواب دیدم یک سرباز متفقین هستم در میانه یک نبرد شهری جنگ جهانی دوم.یکی از رفقامون که یادم نیست دقیقا چه غلطی داشت می کرد از ما عقب موند و سربازای نازی گیرش انداختن.دورش می چرخیدن و میخواستن دخلشو بیارن.من از روی وانتی چیزی با اسنایپر همشونو زدم و زندگی رفیق موتورسوارمون رو بهش بازگرداندم.خیلی خسته اسلحه هامون رو دوشمون بود و داشتیم خیابونو می رفتیم پایین، که از دور کلی نفربر و ماشین جنگی دیدم که میان سمتمون.ترس ورم داشت، ولی نزدیک تر که اومدن دیدم از خودمونن.لحظاتی بعد در هیاهوی سربازانی که سیگار می کشیدن و با توپ پلاستیکی فوتبال بازی می کردند گم شدیم.


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo