X
تبلیغات
رایتل

انتها

دوشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 12:20

در خواب دیدم به آخر زمین رفته ام.منتهی الیه جنوبی کره زمین.جنوبی ترین نقطه ی آمریکای جنوبی.

با اشتیاق و کنجکاوی پیاده به سمت جنوب می رفتم.باید به اقیانوس می رسیدم.اقیانوس نشانه ی پایان خشکی بود، و پایان زمین.

محیط به شدت سوررئال بود، شبیه نقاشی های سالوادور دالی.


زمین خشکی بود با چند بلوک مسکونی قدیمی و خاک گرفته به سبک ساختمان های کمونیستی.انگار محله ای جنگ زده و خالی از سکنه بود.این گویا آخرین آثار انسان پیش از رسیدن به انتهای زمین بود.بعد از آن دیوارچه ای کشیده شده بود و تابلویی که اخطار می داد این راه که می روید به انتهای زمین ختم می شود.

از دیوارچه که گذشتم دیگر زمینی بایر پیش رویم بود.آبی اقیانوس پیدا بود.در زمین بایر که می رفتم،جانورهای عجیبی دیدم که زوزه کشان از کنارم، روی دو دست و دوپا به سمت اقیانوس می دویدند.سیاه بودند و موهای بلندی سراسر بدنشان را پوشانده بود.


به آخر زمین رسیدم.اقیانوس وحشی بود و ناآرام.ساحل پر بود از جانورهای سیاهی که روی دو دست و دو پا می دویدند و جیغ می کشیدند، جانورهای انتهای خشکی.



del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo