X
تبلیغات
رایتل

Taste of memory

جمعه 20 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 23:21


این اولین تصویریه که از زندگیم تو حافظه بصریم مونده، یا اولین خاطره ای که از زندگیم دارم.شاید یکی دوساله بودم و داشتم تو بغل مادرم گریه می کردم.مادرم در حالی که منو بغل داشت اومد لب پنجره آشپزخانه و بیرون رو نشونم داد که آرام بشم.توی ذهنم کاملا مونده که آرام شدم.


این خانه بچگی های من رو قرار بود امروز بکوبن.10 سال پیش از اونجا اسباب کشی کردیم.هفته ی پیش رفتم و تا جایی که می شد ثبت و ضبطش کردم، مهم ترینش هم همین عکس بالا.هرچند تو تصویری که اون موقع از پنجره دیدم، بعضی چیزها فرق داشت.مثلا برج میلاد نبود.یا آجرهای قرمز خوشرنگ مدرسه رو اینطور کرم نکرده بودند.


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo