X
تبلیغات
رایتل

هه ورامان دیدی اومدم.

سه‌شنبه 28 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 19:40

چهارشنبه تا شنبه رفتم (رفتیم) کردستان.سنندج و اورامان تخت.مریوان و پاوه نشد بریم که موند به دلم.

حس خوبی داشتم اونجا، برخلاف شهرهای کسل کننده ای مثل سمنان و کاشان و قم با آدمهای کسل کننده ش.یه نکته ی مثبت این بود که خبر و اثری از محرم و ادا اطواراش نبود.دلیل مهمش این که سنی هستن غرب کردستان، ولی انگار اولویت کلا با کرد بودنه تا مسلمان بودن، و این خیلی عالیه.

حدس پست قبلم درست بود، مهر تکلیف طبیعت با خودش معلوم نیست.نه پاییزه نه تابستان.ولی 12 ماه سال زیباست اونجا.


چی بگم دیگه، مجموعه پیرشالیار کردستان سه تا چیز هست.یکی مقبره خود پیر شالیار، یکی یه سنگی که یه موقع خاص تو سال می شکنه و دوباره خودش ترمیم میشه، یکی هم یه اتاقک سنگی که خانقاه پیر شالیار بوده است.همه جا دخیل...




وریا که همسفر ما بود این آهنگ رو برام گذاشت و ترجمه کرد.شعرش چه خوب بود.این رو من بعد بشنوم یاد این سفر می افتم.(بهشت خواب، عمر دزه ای)


این از کردستان.یه چیز دیگم بگم برم:

من فکر می کردم با گراس به رستگاری می رسم.ولی رقت بار بودم بیش از هر چیز.حالا فکر میکنم جایگزین مناسب تر میتونه زاناکس باشه که منو به رستگاری برسونه.


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo