فردا دفاعمه. یه کم داون هستم چند وقته. ولی باید با فکرها بجنگم. اومدم نشستم و چندبار ارائهم رو تمرین کردم. امیدوارم خراب نکنم. اینجا هم از اول این هفته دما افتاد. برف زیاد و منفی 10. من بدم نمیاد، خیلیا دوست ندارن و افسرده میشن. حداقل برف من رو خوشحالتر میکنه.
چند تا موضوع هست که گذاشتم سر فرصت در موردشون بنویسم. یکیش کرولان. خیلی اتفاق خاصی نیفتادها، ولی یک اتفاقاتی افتاد که دلم میخواد بنویسم. و چند مطلب دیگه. از بعد فردا کم کم باید ببینم کی بلیط مکزیکم رو رزرو کنم و برنامهی اون سفر رو بریزم. بعدش هم ایران. از ایران یه کم میترسم، ولی نباید ترسید. باید رفت و جنگید. همه چی بالاخره یه روزی تموم میشه.