-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 5 آبانماه سال 1405 00:31
یادمه راهنمایی بودم توی نمازخونه نشسته بودیم دوستم بعد از یک مکاشفهی عمیق گفت دقت کردی آدم از بوی گوز خودش خوشش میاد؟ مسالهایه که خیلیا بهش فکر نمیکنن، واقعا آدم از بوی گوز خودش سیر نمیشه. مردها از بوی شومبول و خایهی خودشون هم خیلی خوششون میاد، برا همینه میبینید دست رو میکنن تو شرتشون بعد انگشتاشون رو اسنیف میکنن...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 2 آبانماه سال 1405 15:29
من از همین لحظه به طور رسمی طرفدار تیم ناتینگهام فارست هستم و نتایجش رو دنبال خواهم کرد. این تنها تیمی هست که طرفدارشم
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 1 آبانماه سال 1405 18:07
از هیچ بندی به اندازهی این کلدپلی بدم نمیاد. اصلا صدای این یارو کیرخر کریس مارتین به گوشم میخوره میخوام سرمو بکوبم به یک دیوار بتنی
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 28 مهرماه سال 1405 23:20
یاد یه شعری افتادم دبیرستان بودیم بچهها میخوندن دقیقش یادم نیست ولی همچه چیزی بود: بادی بادی مبارک بادی به همه دادی به ما ندادی مادر عروس بدو بیا سرشو ببوس پدر دوماد قاطی کنه خارتو میگاد و الی آخر. شعر جالبی بود
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 26 مهرماه سال 1405 19:31
یه پیرزن هشتاد نود سالهی ویلچری رو عصرا میان میگذارن توی محوطه بلوک 7 لب پلهها، نمیدونم کی میاد میندازتش اونجا میره نمیدونم والا شایدم خودش ویلچرشو میرونه میاد پایین. پنجره باز بود یه اخ و تفی میکرد شبیه توالت مردونه بین راهی. یادم نیست یه کتابی میخوندم قرون وسطی اروپا مثکه پیرهای از کار افتاده رو میکشتن. به نظرم...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 19 مهرماه سال 1405 22:57
شروع کردم وایکینگز ببینم امیدوارم خوشم بیاد و سرگرم بشم و صحنهی سوپر هم داشته باشه شبیه گیم آف ترونز
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 19 مهرماه سال 1405 19:16
دوباره مریض شدم و ویروس گرفتم. خدایا ریدم تو خلقتت. یعنی مشخصا ریدم تو خلقت خودم. ما رو نیافریدی داداش مارو ریدی. رفتم سرم زدم و در حالیکه زیر سرم بودم داشتم فکر میکردم کاش میشد با فریماه ازدواج بکنم، بریم یه خونهی قدیمی حیاطدار پیدا کنیم و توی سالن که لالههای قدیمی و فرش قرمز و درهای چوبی داره و همینطور توی حیاط...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 19 مهرماه سال 1405 19:11
از اونجایی که شما خوانندگان عزیز مدام پیگیر آخرین وضعیت جق و تماشای فیلم سوپر توسط من هستید خواستم یک خبر مهم رو اعلام کنم. متاسفانه دیشب بعد از ۵ هفته جق زدم. یدفعه چند روز خیلی هورنی شدم با اینکه تا قبلش اصلا وسوسه نشده بودم که ببینم. خبر خوب اینه که با یه فایل صوتی صدای فیلم سوپر زدم و رکورد دوری از تماشای فیلم...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 17 مهرماه سال 1405 21:33
مفتخرم اعلام کنم که، 5 weeks no porn no fap
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 16 مهرماه سال 1405 13:09
Born to suffer
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 10 مهرماه سال 1405 10:41
4 weeks no porn no fap !!
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 5 مهرماه سال 1405 10:59
من ایدهآلم اینه تا ۷۰ سالم برم و با بدن و روان خوب و خوشتیپ (تمام تلاشم رو هم براش میکنم) و بعد در همون سن درجا بمیرم مثلا سکته کنم یا برم زیر وانت نیسان.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 3 مهرماه سال 1405 16:32
3 weeks no porn no fap !!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 30 شهریورماه سال 1405 15:37
دیشب بعد از مدتها توی خواب آبم اومد. یه کونی که روناش فیشنت بود روی هوا بود که با یک جهش تا دسته فرو کردم توش. با این اتفاق مبارک فکر میکنم بتونم رکورد نو فپ نو پورنم خوبی از خودم به جای بگذارم. فعلا از ۴ سپتامبر، حریف میطلبم
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 27 شهریورماه سال 1405 19:49
Two weeks no porn no fap
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 24 شهریورماه سال 1405 03:45
همچنان خوابم نمیبره. رفتم تو نی نی سایت دارک وب اینترنت فارسی
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 24 شهریورماه سال 1405 03:32
همچنان گشنمه، خامنهای تسلیم شو
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 24 شهریورماه سال 1405 03:31
دارم اپیزود آزار آنلاین رادیو مرز رو گوش میکنم. فک کنم آزارگر لینکدینی محسوب میشم یه ایدهی خوبیم به ذهنم رسید یه پیج ماساژ هپی اندینگ بزنم شماره این حامد صافکار رو بگذارم توش
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 24 شهریورماه سال 1405 03:28
گشنمه
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 24 شهریورماه سال 1405 03:13
انقدر چای خوردم برای کشتن این ویروس کیری ساعت ۳ شبه و خوابم نمیبره
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 22 شهریورماه سال 1405 12:57
از دیروز یک ویروس کیری افتاده به جونم دارم میمیرم، خدایا ریدم تو این خلقتت حقیقتا دهن مارو گاییدی تو
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 18 شهریورماه سال 1405 11:04
یک اتفاق جالب افتاده و یک لیستی از خانمهای کراش که مدت طولانی متاهل یا متعهد بودن در میانسالی سالگی سینگل شدن. یه لیست ازشون مینویسم تا به همشون ایمیل بزنم
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 16 شهریورماه سال 1405 18:36
کیرم کرد
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 15 شهریورماه سال 1405 21:45
امروز تو سام کافه فرشته به یک دختری به اسم شیوا که صندلی کناریم داشت فرانسه میخوند شماره دادم. ببینیم این چجوری کیرمون میکنه
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 14 شهریورماه سال 1405 19:51
دیشب خواب دیدم فریماه بیخانمان شده و با خانوادهش بر یه جادهای زندگی میکنه، مثلا میخواست آدرس بده اینجوری بود که 12 کیلومتری جادهی فلان، گاراژ فلان. بعد رفتم دیدمش همینجوری ول بود. جالبیش اینجاست که بهم گفت نه نمیتونیم با هم باشیم من برنامههای خودمو دارم برای زندگی
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 14 شهریورماه سال 1405 17:41
این شعار "این آخرین نبرده پهلوی برمیگرده" خیلی منو یاد شعر "یه ریزه دو ریزه آبم داره میریزه" میندازه، نمیدونمم چرا اونقدرا شباهت ندارن به هم
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 9 شهریورماه سال 1405 19:39
بچهها به آخرین خبری که از داداش مفقودم تراویس بهم رسیده توجه فرمایید. گویا سلطان به سلامتی رسیده لسآنجلس و با مساعدت شرکت فیلم سوپرسازیای که باهاشون قرارداد داره در ویلای ساحلیای که براش تدارک دیدن هم مستقر شده. همون 3 روز بعد از استقرار قرار میشه 2 تا نرهخر و 5 تا کص بیکینی پوش بیارن توی ویلا تا 8 نفری یه گنگ...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 6 شهریورماه سال 1405 20:47
من سالها پیش، شاید 10 12 سال پیش یه کراشی داشتم در این بلاگاسکای که نهال نویسندهی وبلاگ فازمتر بود. همسن و سال خودم بود، هنر خونده بود، علایقش هم مشابه بود. یادمه یه پستی کذاشت اون موقعها که دارم ازدواج میکنم و اینها. منم اینجوری شدم که بیا خاک تو سرت، یک عمر دیر رسیدی.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 6 شهریورماه سال 1405 20:44
یک فانتزی بیماری که دارم اینه که توی یک زیرزمین خالی و نیمهتاریک با دستبند بسته شده باشم به یک ستون فلزی، یک پیرهن تنمه و شلوار. اونوقت یه چاقو بدن دست فریماه و بگن یه تسک داری، باید بری توی این زیرزمین و این چاقو رو به اندازهی 10 سانتیمتر فرو کنی تو هرنقطه از شکمش که دوست داری. بعد یکساعت باید کنارش باشی، حالا یا...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 27 مردادماه سال 1405 11:44
گفتم پیمانکار جاکش بلوک اومد برام آنتن ماهواره کشید درم مالید، یه روز درمیون قطع و وصل میشه. گفتم لولهکش جاکش بلوک اومد سیفونمو درست کنه درم مالید، بدتر خراب شد و سه ماهه آب میده. گفتم الکتریکی جاکش بلوک اومد آیفونمو درست کنه درم مالید، هنوز قطعه. تصادف کردم ماشینو بردم مکانیکی درم مالید گفت برو در بخر. در خریدم...