-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 5 تیرماه سال 1404 21:40
خبر فوری خبر فوری لحظاتی پیش بلاگاسکای کسکش وبلاگ سلطان تراویس یگانه اختر آسمان وبلاگنویسی رو مسدود کرد
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 3 تیرماه سال 1404 13:01
دو دسته هستن که واقعا نمیدونم کدوم از اون یکی گروه کسخلترن: اونایی که فکر میکنن ما خیلی قوی هستیم و در جنگ پیروز شدیم و اسراییل و آمریکا رو به زانو درآوردیم. اونایی که فکر میکردن اسراییل و آمریکا که حمله بکنن تغییر رژیم اتفاق میفته و رضا پهلوی میشه شاه. جنس کسخل بودنشون یک مقدار متفاوته. گروه اول بیشتر عقبافتادهی...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 1 تیرماه سال 1404 19:12
بابا مگه نگفتید آمریکا وارد بشه تمام پایگاههای نظامیش در منطقه رو میزنیم و تنگهی هرمز رو میبندیم و فلان؟ برید بزنید دیگه وارد شد دیشب. هنوز تلویزیون رو روشن میکنی یک سری عقبافتادهی ذهنی دارن عر و گوز میکنن، اینا آدم نمیشن به خدا. چند میلیارد دلار سرمایهی این مملکت رو ریختن پای برنامهی هستهایی که در عرض یک هفته...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 27 خردادماه سال 1404 20:22
راهنمایی بودم، یک پسری بود به نام چگینی که من از این کلا خوشم نمیومد، دلیل خاصی هم نداشت. قیافهش روی اعصابم بود. درشت بود نسبتا، ولی بچهی کندی بود. منم که لاغرمردنی. نمیدونم چه کرمی افتاده بود به جونم که رفتم شروع کردم اینو مسخره کردن و بهش بد و بیراه گفتن. آخرش زنگ تفریح قرار دعوا گذاشتیم. رفیقام یادمه اومدن گفتن...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 19 خردادماه سال 1404 13:36
برای هفتهی بعد وقت کاشت گرفتم کیر تو دهن بدخواهانم
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 14 خردادماه سال 1404 15:12
تصمیم گرفتم برم همینجایی که وحید خزایی مو کاشته مو بکارم، بیوتی سنتر
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خردادماه سال 1404 10:16
"عین" ممنون از نظر کارشناسیت برای پست قبل. پاسخ نوشتم نمیدونم چرا پابلیش نشد.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 5 خردادماه سال 1404 18:03
افتادم رو قرص. پاروکستین روزی یکدونه، اگزازپام روزی نصفی. یک هفتهست. گیجم، یک مقدار حالت تهوع دارم، مضطرب هم هستم. نمیدونم، شاید قرصها هنوز شروع به اثرگذاری نکردن. چیزی که ازش میترسیدم سرم اومده، چیزی که دعا میکردم سرم نیاد، فرو رفتن در اعماق تاریکی. ولی باید تا تهش رفت، با هر مصیبت و بگاییای شده باید تا تهش کشید و...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1404 12:18
مذاکرات ره به نتیجهی پایدار نمیبرد تا وقتی که مشکل ریشهای با آمریکا حل نشود و روابط دیپلماتیک کامل برقرار نگردد و دست از تهدید اسرائیل هم برداشته نشود. این هم تا وقتی آقای خامنهای در راس حکومت هست اتفاق نخواهد افتاد. فلذا همونطور که قبلا عرض کرده بودم بگاییها در پیش است.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1404 16:52
دو ماهه برگشتم احساس میکنم یک ساله اینجام.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1404 12:49
این کسخلا اگه هنوز سریع ابتداییترین مساله که حق غنیسازیه به توافق نرسیدن چهار جلسه نشستن سر کس عمهی من مذاکره کردن؟
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1404 19:53
من به تناسخ اعتقاد ندارم. اما تناسخ به این شکله که هر زندگی نتیجهی اعمال خوب یا بد زندگی قبلی رو میبینید - کارما. اگر تناسخ باور درستی باشه یک یک مایی که در ایران متولد شدیم ببینید چه گه سنگینی خوردیم در اون زندگی قبلیمون که در این زندگی از هشت جهت پاره شدیم با این طویلهای که توش افتادیم تا تقاص پس بدیم.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1404 14:59
پست آخرم خود به خود پاک شد. هی دارم فکر میکنم نکنه دستم خورده پاک شده، ولی ولله بعید میدونم. سلطان تراویس میگفت بلاگاسکای بعضی از پستاش رو پاک میکنه من فکر میکردم کس میگه، خودش پاک میکنه دنبال بازارگرمیه. ولی گویا یک داستانهایی هست. این رو برای تست میگذارم. مهندس پستهای من رو پاک نکن. ببینم پاک میشه یا نه.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1404 19:03
باید بنویسم چی داره میگذره. فقط اینکه داشتم فکر میکردم برم تایلند خودمو بزنم به آب، ولی الان یکسری افقهایی داره گشوده میشه. هرچقدرم به کسکشی بیفتی زندگی رو با صبر و ایمان باید جلو برد، لقد خلقنا الانسان فی کبد. نباید جا زد
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشتماه سال 1404 11:35
خوب به سلامتی انگار پایان مذاکرات و بمباران در راهه.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 12 اردیبهشتماه سال 1404 12:08
در باب آنتیناتالیسم. بدترین دلیل برای بچه آوردن اینه که بگیم بچه آوردیم تا زندگیمون تحملپذیر بشود، این بچه که اومد زندگی ما معنا گرفت و از این رو به اون رو شد (ترفند تکامل). دلیل غیرخودخواهانه برای بچه آوردن اینه که بگیم کشور خوبی زندگی میکردیم و نه در دیستوپایی مثل ایران که همه میخوان ازش فرار کنن، خانوادهی...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 5 اردیبهشتماه سال 1404 10:43
اینایی که تا یک چیزی ترند میشه برمیدارن یک استفادهی عمومیای ازش میکنن یک لیگ دیگهای کودنن. مثلا افرادی که الان عکس پروفایل تلگرامشون انیمهست.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1404 10:30
کسی رو میشناسید لاهیجان زندگی کنه؟ بیاد به من پیام بده.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 30 فروردینماه سال 1404 12:04
امروز اینجوریم که نمیکارم، کاشت مو چه کسشریه دیگه بابا کار مهمتر نداری تو زندگیت.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 فروردینماه سال 1404 23:55
اومد دو ساعت نشستیم حرف زدیم رفت. فکر کنم یه کم هم ناراحت شد، شاید انتظار برنامه داشت. زنانگی نداره، حسی بهش ندارم. داشتم حس یوسف پیامبر پیدا میکردم که بعد یک ماه و اندی نشستم پورن دیدم و زدم کل حسم بگا رفت. راستش یک لحظه فکر کردم نه خیر، قرار نیست خبری بشه، من گرهی کورم، آدم جدیدی هم بعیده بیاد تو زندگیم، قبلیام که...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 فروردینماه سال 1404 11:48
یکی از دوستام هست قبلا یکبار بهش گفته بیا با هم بخوابیم اونم گفت باشه اومد با هم خوابیدیم. ولی هیچ حسی نداشتم خیلی مکانیکی تلمبه میزدم. هیچ حسی بهش ندارم، نه ایموشنالی نه فیزیکی. با این که فیزیکش خوبه. نمیدونم برنامه رو تکرار کنم یا نه. احساس میکنم درست اینه که خودداری کنم. از اونطرف نیاز به صمیمیت فیزیکی دارم.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 فروردینماه سال 1404 10:03
نظرم تغییر کرد، میکارم.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 فروردینماه سال 1404 17:00
کاشت مو رو زنگ زدم کنسل کردم. مرد حقیقتا باید اولویتهای مهمتری داشته باشه در زندگیش تا چهار تا تار مو روی سرش. باید مدون کنم نظرم رو در موردش.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 20 فروردینماه سال 1404 17:30
یکسری فایل ورد نوشته داشتم که ریختم روی هم. یکسریش پستهای وبلاگم بود طی این چند سال اخیر. بخشیش یاوه بود که پاک کردم. دلم میخواد اتفاقات رو با نخ به هم وصل کنم و یک کتابی چیزی تهش دربیاد، نمیدونم شدنیه یا نه. یک فایلی هم بود که خوابهام رو نوشته بودم. اکثرا کامل از ذهنم پاک شده بودن. نمیدونم نوشتن خوابها لزومی...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 17 فروردینماه سال 1404 18:39
برای هفته دیگه وقت کاشت مو گرفتم.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 16 فروردینماه سال 1404 17:42
برنامه داشتم بشینم یک دل سیر گریه کنم، هنوز موقعیتش فراهم نشده.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 13 فروردینماه سال 1404 12:29
دیشب با گزینه اول لیستی که چیدم رفتم بیرون. طرف دوست پسر داشت. کاش چک کرده بودم باهاش قبلش. ولی اوکی بود رفتیم نشستیم یه کافهای حرف زدیم.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 فروردینماه سال 1404 14:06
داشتم فکر میکردم برای جون بلیط کانادا بگیرم، کامنتای ملت رو خوندم زیر پستی تو ردیت در مورد بازار کار الان کانادا و رکود، که فکر کردم دست نگه دارم. دیروز به یک جمعبندیای رسیدم، اینکه از تهران برم اگر بنا ایران موندنه. لاهیجان. خونهی کلنگی حیاطدار بخرم شروع کنم بازسازیش کنم و ساکن شم. برای شغل هم همین کار رو ادامه...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 8 فروردینماه سال 1404 23:49
نمیتونم، ایران رو نمیتونم. امروز حبیبی رو دیدم. گفت دنبال کار پایه یک تو آلمان و کانادا میگرده. گفت 2 3 سال اونور زندگی کنی دیگه نمیتونی اینور زندگی کنی. راست میگه، مهاجرت جاده یک طرفهست. میگفت مردم رو نمیتونم، راست میگه. من اینجا هیچ گهی نیستم هیچ گهی هم نخواهم شد. شانسم برای گهی شدن اونور بیشتره. برمیگردم، دست...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 7 فروردینماه سال 1404 23:05
یک هفتهست که ایرانم. خوابم به هم ریخته. روزا سعی میکنم نخوابم که شبا خوابم ببره، ولی باز دو سه ساعت بیشتر نمیتونم بخوابم. نمیدونم چقدرش به خاطر جتلگه چقدرش فکر. بلیطم فعلا طرف دیگه نداره. 16 هزار دلار با خودم پول آوردم. 8 تا هم زدم حساب خواهرم اینا فعلا دستشون باشه. با اینقدر پول هم که بیای باز این که با 35 سال سن...