-
[ بدون عنوان ]
جمعه 2 آذرماه سال 1403 04:43
فردا دفاعمه. یه کم داون هستم چند وقته. ولی باید با فکرها بجنگم. اومدم نشستم و چندبار ارائهم رو تمرین کردم. امیدوارم خراب نکنم. اینجا هم از اول این هفته دما افتاد. برف زیاد و منفی 10. من بدم نمیاد، خیلیا دوست ندارن و افسرده میشن. حداقل برف من رو خوشحالتر میکنه. چند تا موضوع هست که گذاشتم سر فرصت در موردشون بنویسم....
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 1 آذرماه سال 1403 03:38
بعد یکدفعه به خودم میام و میگم مرد مثبت باش، شرایطت خوبه، ناشکر نباش، تلاش کن و برو جلو، همه فکر دارن توی زندگیشون.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 30 آبانماه سال 1403 22:45
احساس میکنم از لحاظ روحی آمادهی بازگشت به ایران نیستم.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 29 آبانماه سال 1403 05:13
هیچوقت یادم نمیره دبستان یا راهنمایی بودم خالهم یکی دو ماه رفته بود فرانسه برای دکتراش. برگشت همه خونهشون بودیم بچهها هم با علاقه نشسته بودیم ببینیم برامون چی چی آورده. یادمه کلی سوغاتیهای جالب و لباسهای قشنگ آورده بود، به خواهر من مثلا یه لباس قشنگی چیزی داد. برای من ولی خودکار آورده بود که سرش میکیماوس بود....
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 27 آبانماه سال 1403 10:21
یاد یه اتفاقی افتادم. معدن که کار میکردم یک روزی رفته بودم سمت مدرسهی قدیمی چند تا اندازه برداشت کنم یا همچین چیزی. زمستون بود، کاپشن تنم بود. یه دفترچه خودکار هم دستم. یه حوض بزرگ گرد بود بغل مدرسه که آبی که از معدن پمپاژ میشد میومد داخلش. یادمه توی همون مدرسه بودم که احساس کردم همچی گیج و ویجم. انگار هایی چیزی شده...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 27 آبانماه سال 1403 00:12
خامنهای! اگه تا ساعت 7 شب فردا تتلو و شاهزاده سرین رو از زندان آزاد نکنی حسین رونقی رو از پشتبوم بازار موبایل میندازیم پایین، خود دانی.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 26 آبانماه سال 1403 05:31
حالا ما اینقدر کسشر میگیم به اسرائیل و اینا ولی شخص من موقعیتی پیش بیاد یه کس اسرائیلیای بیاد طرفم آرمان فلسطین و همه اینا یادم میره و شروع میکنم عبری صحبت میکنم. بعد یه کس فلسطینی بیاد سمتم دوباره میفتم رو خط محور مقاومت. واقعا باید برم به کارای بدم فکر کنم.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 23 آبانماه سال 1403 23:01
کاش این کیانوش سنجری حسین رونقی رو هم میبرد دوتایی با هم میپریدن، حیف شد.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 17 آبانماه سال 1403 09:03
این ویدیو رو هرچقدر میبینم سیر نمیشم: https://www.youtube.com/watch?v=4oGka5l4LPw&t=603s پریشب باز خواب اون دوست لیسانسمو دیدم که خودکشی کرد. اینطورم نبود مثلا توی فکرش بوده باشم. یادم باشه اومدم ایران به یادش کار خیری بکنم.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 آبانماه سال 1403 04:33
دارم روی یکی از استادایی که این ترم دستیارش هستم کار میکنم که لنگاش رو بدم هوا. خیلی کیوته و دوستش دارم، اسمش carol-ann هست. یک شیمی خاصی بینمون وجود داره و ایمیلهایی که بینمون رد و بدل میشه درش ردی از لاس هست، احساس میکنم نخ رو گرفته. هفتهی بعد مشخص میشه تکلیف چون میخوام بهش بگم آخر هفته چیکارهای. حالا میام بیشتر...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 26 مهرماه سال 1403 20:47
آخرین پورن: 26 جولای آخرین جق: 17 سپتامبر امروز شد یک ماه که از خودارضایی پرهیز جستم. دیشب خواب دیدم دارم فیلم سوپر میبینم، خیلی ناراحت بودم که ببین اینقدر زحمت کشیدی پرهیز جستی آخر شکست، دوباره روز از نو روزی از نو. بیدار شدم خوشحال شدم. شانسم آوردم شلیکی چیزی انجام نشد، صحنهی خوشایندی نیست پامیشی میبینی همه چیز...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 18 مهرماه سال 1403 21:27
به جمعبندیای رسیدم و اون اینه که اینجا گاهی یک چیزایی خواهم نوشت. من به یک نظری رسیده بودم و اینکه حالت درست اینه که اگر چیزی مینویسی نباید ترسی داشته باشه که این رو چه کسی بخونه، پدرت مادرت پارتنرت بچهت هر کی. این به معنای خودسانسوری هم نیست، یعنی میتونی صادقانه بنویسی، ولی حواست به طرز صحبت کردن و قضاوتهات هست...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 15 مهرماه سال 1403 08:18
بیاین اگر نظر خاصی در مورد کانالم دارین این زیر بگین. دارم فکر میکنم شاید هم این وبلاگ رو تبدیل کنم برای مکانی برای نوشتن خوابهام. همیشه برام سوال بوده چه آدمهایی و از کجاها این وبلاگ رو میخونن. بیاین این زیر جنسیت و سنتون رو بنویسید و این که در کدام شهر دنیا زندگی میکنید (مثال: 36 زن نووسیبیریسک). خیلی خواستین...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 9 مهرماه سال 1403 01:57
من فکر کنم کمتر دیگه اینجا چیزی بنویسم و چیزی باشه بیشتر توی کانال مینویسم. گاهی شاید یک چیزهای خصوصیتری رو اینجا نوشتم.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 1 مهرماه سال 1403 10:07
عنایت بفرمایید: https://youtu.be/ztjqZj3zIUM?si=WZe_KmRlnm90-RKZ
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 29 شهریورماه سال 1403 00:30
دارم فکر میکنم یه داستان سوپر تریسام بین خودم با ناهید کیانی و مبینا نعمتزاده بنویسم، نظرتون چیه؟ دو تایی با مانتو نشستن روی تراس یه ویلای استخردار، منم دارم تو آب شنا میکنم. بعد منو میبینن یه چشمک به هم میزنن، مانتو رو میکنن میان با شورت و کرست دراز میکشن روی این صندلی استخریها آفتاب بگیرن. صدام میکنن میگن روی ما...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 28 شهریورماه سال 1403 23:04
طارمی عجب کیر خریه حیوون این چه طرز بازی کردنه
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 27 شهریورماه سال 1403 20:55
سمیرا جون یک انتقادی یک نفر در خصوصی مطرح کرده بود نسبت به سبک کامنتگذاری شما مبنی بر اینکه یکجوری از ایموجیهای مختلف استفاده میکنید انگار که دارید "شیرعسل میرینید" (نقل مستقیم). و این که آدم یاد برنامهی زلال احکام میفته. من فکر کردم که این نگرانی رو با شما به اشتراک بگذارم، برای علاجش هم به نظرم سعی...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 23 شهریورماه سال 1403 09:35
چند وقت پیش یکی کامنت گذاشته بود و چهار تا فحش داده بود و آخرشم نوشته بود با این مضمون که از شخصیتت خوشم میومد ولی دیگه نمیخونمت و فلان. یک نکتهی مهمی وجود داره و اون اینکه شما اگه وبلاگ کسی نوشتههای رو میخونید به خاطر اون طرف نمیخونید، به خاطر خودتون و منفعت خودتون میخونید. وگرنه که کون لق نویسندهش، طرف ممکنه به...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 15 شهریورماه سال 1403 19:57
هر کی تو کانال داداشم تراویس عضو نشه سگه: http://telegram.me/travis1403
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 31 مردادماه سال 1403 22:39
تقریبا دو سالی توییتر بودم، گاهی روزها اکانتم رو اکتیویت میکنم تا بعضی رو بخونم و باز دی اکتیو میکنم. این رو هم باید تعطیل کنم گرچه سخته. یک اپ هوش مصنوعیای هست که یوزرنیم توییترت رو میدی و تحلیل شخصیت بهت میده. کسشعر زیاد وسطش هست طبیعتا ولی جالب بود برای من. مثلا در روست کردن نمیدونم کی براش برنامه نوشته که سریال...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 28 مردادماه سال 1403 09:58
یکی از عوارض ترک خودارضایی برای من اینه که مدام گریهم میگیره، فکر میکنم به خاطر اینه که از روحم سمزدایی میشه و پاک و منزه میشه دوباره.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 27 مردادماه سال 1403 00:30
این که دختر ایران ناهید کیانی اون جندهی لوچ وطنفروش کیمیا علیزاده رو در بازی اول المپیک برد با اینکه قدش 15 سانت ازش کوتاهتر بود و همیشه هم با اختلاف بهش باخته بود به نظرم از الطاف خفیهی الهی بود که به سادگی نباید ازش گذر کرد . مجدد رسیدم به رکورد سه هفته نو پورن نو فپ و از عمل حیوانی و پست خودارضایی پرهیز...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 26 مردادماه سال 1403 09:53
آخرای زمستون بود با رفیقم رفته بودیم لب رودخونه، شب تاریک. داشتیم سیگار میکشیدیم تو تاریکی دو تا آدم دیگه هم دیدیم، به رفیقم گفتم ببین این پسر هندیه کانادایی بلوند زده خاک بر سر ما. یهو چرخیدن اومدن سمت ما. جلوتر که اومدن فهمیدیم تصوراتمون اشتباه بوده، اونی که من تصور میکردم پسر هندیه یه نره خر هیکلگندهی سیاهپوست...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 23 مردادماه سال 1403 08:54
در مورد پست قبل توضیح بدم. یکی اینکه من از بچگی به صورت ژنتیکی خیلی لاغر بودم و خیلی اذیت شدم از این لاغری در زندگیم. خیلی اوقات بود که جای تیشرت پیراهن آستین بلند میپوشیدم تا لاغریم معلوم نشه. هر لباسی هم که میپوشیدم به تنم زار میزد. اوجش هم فکر میکنم سالهای دبیرستان و لیسانس بود، کلی موقعیت بود که آدمهای مختلف در...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 21 مردادماه سال 1403 08:14
من مهمترین دلیلی که هیچوقت در طول زندگیم یک لحظه هم به این فکر نکردم که روزی بچهدار بشم و الان هم به قطعیت میدونم که هیچوقت نمیخوام بچهدار بشم اینه که نمیخوام این ژنتیک کیریای که دارم به انسان دیگهای منتقل بشه و بیصبرانه منتظرم با خودم به گور ببرمش. بعدا بیشتر میشکافمش.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 مردادماه سال 1403 23:59
حسن یزدانی مصدوم رو برای چی فرستادین المپیک کسکشا؟ چرا بین یزدانی و قاسمپور انتخابی نگذاشتین؟ خیلی اعصابم خرده. این تکواندو هم من میدیدم حریفم دو متر قد داره و من بیست سانت ازش کوتاهترم همون اول دست میدادم میومدم بیرون، چجوری این دیلاق کیری رو یکبار قبلا برده بوده؟ این یارو کافی بود لنگشو 90 درجه بیاره بالا زرت تو...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 18 مردادماه سال 1403 20:55
یک برخورد سانتیمانتال رایجی هست هم بین مردم عادی هم بین خیلی از سلبریتیهای دوزاری (شاید از سلبریتیها منتقل شده باشه به عموم اساسا)، دراماتیزه کردن خیلی از مسائل و خاکستری کردن قضاوتها در حالی که قضاوت بسیار روشنه. مثلا در مورد ناهید کیانی و کیمیا علیزاده، ای وای و آه و ایرانی بمیرم برات و الان بردیم یا باختیم؟ و...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 17 مردادماه سال 1403 22:07
باریکلا به مبینا، باریکلا دختر ایران، افتخار همهی ما هستی، اشک توی چشمام حلقه زد. درد و بلات بخوره تو سر وطنفروشهایی مثل علیزاده. دیشب خواب دیدم شدم معاون اول پزشکیان، پزشکیان رفته پیش خامنهای جلسهی خصوصی برای نهایی کردن کابینه من هم با شورت نشستم پشت در. پاشدم رفتم پیششون بعد فکر کردم شاید صحبت خصوصیای چیزی...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 17 مردادماه سال 1403 08:40
در طویله رو باز کردن میلیون میلیون هندی کون سیاه ریخته تو این کانادا. در دستههای 5 6 تایی هم با هم میچرخن. یکی از انگیزههای ایران برگشتنم اینه این کون سیاهها رو دیگه نمیبینم، یکی از نکات خیلی مثبت ایران هست نبودن مهاجر هندی درش که کسی قدرش رو نمیدونه.