تا یه جایی خوندم نوشته های اخیرت رو… متاسف شدم برا احساساتی که تجربه کردی… منم بعداز مدتها برگشتم ایران که فقط سر بزنم البته نه که بمونم، و واقعا همونو نتونستم، یک ماه هم برام مثل یکسال گذشت… و از اینکه نمیخوام دیگه برگردم اونجا و پدر مادرم دارن پیر میشن هم طبق معمول تیپیکال فرزند ایرانی دچار عذاب وجدان شدم… ولی دوس دارم بهت بگم تو پسر با استعدادی بودی و هستی. خیلی تاریک داری فکرمیکنی که البته نمیتونم سرزنشت کنم بابتش چون همه ما ایرانیا رگه های افسردگی داریم که منفعلمون میکنه تو خیلی جاهای زندگی… فقط امیدوارم که ایران نمونی، من شرایط پی آر کانادا و این چیزاشو نمیدونم ولی اگه راه داره حداقل اینو بگیری بعد مثلا به جای دیگه فکرکنی، حتی دوبی هم با یه پاسپورت غیر ایرانی خیلی جای خوبیه برا کار و زندگی(حالا بعید میدونم دبی سلیقه تو باشه) ولی منظورم اینه بعداز گرفتن پاسپورت ازادانه تر به جاهای دیگه فکرکنی. درمورد کرول ان هم تاجایی که خوندم این حس رو گرفتم که نود و نه درصد حالات و احساساتت توی مغزت حبس موندن، ولی خودت فکرمیکنی خیلی مثلا قدم برداشتی! درضمن چیزی که متوجه شدم تو از همون اول شصت بار فقط اشاره کردی میخوای برگردی ایران! فکرنمیکنم اگه کسی هم قصد شروع رابطه ای رو باهات میداشت شنیدن این براش جذاب میبود. بحث سن هم بوده که از دید اون بخوام بگم شاید فکر نمیکرده کسی مثل تو دنبال رابطه جدی باشه. حالا شایدم اصلا اون دنبال رابطه جدی نباشه نمیدونم صرفا احتمالات رو میگم. یعنی با فرض اینکه اونم ازت خوشش بیاد ولی چیزی برای اثبات خودت توی همون چند دیدار و مکالمه اول هم بهش ارائه نکردی…
من تو رو محو یادمه. من اتفاقا یک چیزی که خیلی بهش به اطمینان رسیدم اینه که قطعا میخوام ایران بمونم فارغ از اینکه چه پیش میاد. چند ماه دیگه هم میرم خونهی خودم تو همین اکباتان. خواستی تلگرام پیام بده، آیدیم اینه: miladmkhani
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
تا یه جایی خوندم نوشته های اخیرت رو… متاسف شدم برا احساساتی که تجربه کردی…
منم بعداز مدتها برگشتم ایران که فقط سر بزنم البته نه که بمونم، و واقعا همونو نتونستم، یک ماه هم برام مثل یکسال گذشت… و از اینکه نمیخوام دیگه برگردم اونجا و پدر مادرم دارن پیر میشن هم طبق معمول تیپیکال فرزند ایرانی دچار عذاب وجدان شدم…
ولی دوس دارم بهت بگم تو پسر با استعدادی بودی و هستی. خیلی تاریک داری فکرمیکنی که البته نمیتونم سرزنشت کنم بابتش چون همه ما ایرانیا رگه های افسردگی داریم که منفعلمون میکنه تو خیلی جاهای زندگی… فقط امیدوارم که ایران نمونی، من شرایط پی آر کانادا و این چیزاشو نمیدونم ولی اگه راه داره حداقل اینو بگیری بعد مثلا به جای دیگه فکرکنی، حتی دوبی هم با یه پاسپورت غیر ایرانی خیلی جای خوبیه برا کار و زندگی(حالا بعید میدونم دبی سلیقه تو باشه) ولی منظورم اینه بعداز گرفتن پاسپورت ازادانه تر به جاهای دیگه فکرکنی.
درمورد کرول ان هم تاجایی که خوندم این حس رو گرفتم که نود و نه درصد حالات و احساساتت توی مغزت حبس موندن، ولی خودت فکرمیکنی خیلی مثلا قدم برداشتی! درضمن چیزی که متوجه شدم تو از همون اول شصت بار فقط اشاره کردی میخوای برگردی ایران! فکرنمیکنم اگه کسی هم قصد شروع رابطه ای رو باهات میداشت شنیدن این براش جذاب میبود. بحث سن هم بوده که از دید اون بخوام بگم شاید فکر نمیکرده کسی مثل تو دنبال رابطه جدی باشه. حالا شایدم اصلا اون دنبال رابطه جدی نباشه نمیدونم صرفا احتمالات رو میگم. یعنی با فرض اینکه اونم ازت خوشش بیاد ولی چیزی برای اثبات خودت توی همون چند دیدار و مکالمه اول هم بهش ارائه نکردی…
من تو رو محو یادمه.
من اتفاقا یک چیزی که خیلی بهش به اطمینان رسیدم اینه که قطعا میخوام ایران بمونم فارغ از اینکه چه پیش میاد. چند ماه دیگه هم میرم خونهی خودم تو همین اکباتان.
خواستی تلگرام پیام بده، آیدیم اینه:
miladmkhani