بچهها به آخرین خبری که از داداش مفقودم تراویس بهم رسیده توجه فرمایید.
گویا سلطان به سلامتی رسیده لسآنجلس و با مساعدت شرکت فیلم سوپرسازیای که باهاشون قرارداد داره در ویلای ساحلیای که براش تدارک دیدن هم مستقر شده. همون 3 روز بعد از استقرار قرار میشه 2 تا نرهخر و 5 تا کص بیکینی پوش بیارن توی ویلا تا 8 نفری یه گنگ بنگ لب استخر بگیرن. گویا وقتی فیلمبرداری شروع میشه سلطان بعد ازینکه اون 5 تا کصا رو میکنه موتورش گرم میشه و اون دو تا نرهخر رو هم علیرغم مقاومتی که نشون میدن میکنه. ولی داستان به همینجا ختم نمیشه، چون بعد اینکه همه بازیگرا اعم از زن و مرد رو کرده پریده روی کارگردان، تهیه کننده و عوامل صحنه و همشون رو کرده. دو نفرشون فقط تونستن توی بوتهها پنهان بشن و از شومبول سلطان جان سالم به در ببرن. خلاصه توی دو ساعت 20 30 نفر رو کرده و بعد متواری شده. آخرین بار دیدنش که با یه کوییک که معلوم نیست از کجا آورده داشته از لسآنجلس میرفته به سمت فلوریدا پالم بیچ محل اقامت ترامپ. الان اف بی آی دنبالشه. خدا خودش به خیر بگذرونه. اگه خبر جدید رسید میگم.
یک فانتزی بیماری که دارم اینه که توی یک زیرزمین خالی و نیمهتاریک با دستبند بسته شده باشم به یک ستون فلزی، یک پیرهن تنمه و شلوار. اونوقت یه چاقو بدن دست فریماه و بگن یه تسک داری، باید بری توی این زیرزمین و این چاقو رو به اندازهی 10 سانتیمتر فرو کنی تو هرنقطه از شکمش که دوست داری. بعد یکساعت باید کنارش باشی، حالا یا از خونریزی میمیره یا بعد یکساعت اگر زنده موند میتونی زنگ بزنی بیان ببرنش بیمارستانی جایی.
این چاقو فرو کردن تو شکمم و چرخوندنش کاریه که دقیقا پارسال تابستون باهام کرد.