خانه عناوین مطالب تماس با من

Phil

Phil

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]

بایگانی

  • آذر 1404 14
  • آبان 1404 13
  • مهر 1404 16
  • شهریور 1404 1
  • مرداد 1404 3
  • تیر 1404 10
  • خرداد 1404 5
  • اردیبهشت 1404 10
  • فروردین 1404 13
  • اسفند 1403 7
  • بهمن 1403 7
  • دی 1403 10
  • آذر 1403 13
  • آبان 1403 8
  • مهر 1403 5
  • شهریور 1403 5
  • مرداد 1403 18
  • تیر 1403 13
  • خرداد 1403 14
  • اردیبهشت 1403 7
  • فروردین 1403 12
  • اسفند 1402 13
  • بهمن 1402 9
  • دی 1402 3
  • آذر 1402 2
  • آبان 1402 1
  • مهر 1402 5
  • شهریور 1402 6
  • مرداد 1402 3
  • تیر 1402 3
  • خرداد 1402 1
  • اردیبهشت 1402 3
  • فروردین 1402 3
  • تیر 1401 1
  • خرداد 1401 1
  • اردیبهشت 1401 1
  • فروردین 1401 1
  • اسفند 1400 1
  • بهمن 1400 2
  • دی 1400 3
  • آذر 1400 6
  • آبان 1400 7
  • شهریور 1400 1
  • تیر 1400 1
  • خرداد 1400 1
  • مرداد 1399 1
  • اردیبهشت 1399 1
  • اسفند 1398 1
  • دی 1398 2
  • آذر 1398 3
  • آبان 1398 2
  • مهر 1398 4
  • شهریور 1398 3
  • مرداد 1398 3
  • تیر 1398 4
  • خرداد 1398 2
  • اردیبهشت 1398 3
  • دی 1397 1
  • مهر 1397 1
  • شهریور 1397 1
  • تیر 1397 1
  • خرداد 1397 1
  • اردیبهشت 1397 1
  • فروردین 1397 1
  • اسفند 1396 1
  • بهمن 1396 4
  • دی 1396 3
  • آذر 1396 4
  • آبان 1396 1
  • مهر 1396 1
  • شهریور 1396 2
  • مرداد 1396 2
  • خرداد 1396 1
  • اسفند 1395 2
  • بهمن 1395 1
  • دی 1395 1
  • آذر 1395 2
  • مهر 1395 9
  • شهریور 1395 4
  • مرداد 1395 1
  • تیر 1395 4
  • خرداد 1395 3
  • اردیبهشت 1395 4
  • فروردین 1395 4
  • اسفند 1394 2
  • بهمن 1394 4
  • دی 1394 3
  • آذر 1394 3
  • آبان 1394 4
  • مهر 1394 2
  • شهریور 1394 7
  • مرداد 1394 7
  • تیر 1394 5
  • خرداد 1394 3
  • اردیبهشت 1394 2
  • فروردین 1394 2
  • اسفند 1393 1
  • بهمن 1393 3
  • دی 1393 4
  • آذر 1393 3
  • آبان 1393 4
  • مهر 1393 4
  • شهریور 1393 4
  • مرداد 1393 1
  • تیر 1393 3
  • خرداد 1393 1
  • اردیبهشت 1393 1
  • فروردین 1393 2
  • اسفند 1392 2
  • بهمن 1392 1
  • آذر 1392 1
  • آبان 1392 2
  • مهر 1392 5
  • شهریور 1392 2
  • مرداد 1392 1
  • تیر 1392 2
  • خرداد 1392 3
  • اردیبهشت 1392 1
  • فروردین 1392 2
  • اسفند 1391 2
  • بهمن 1391 2
  • آبان 1391 2
  • مهر 1391 1
  • شهریور 1391 4
  • مرداد 1391 2
  • تیر 1391 2
  • خرداد 1391 1
  • فروردین 1391 2
  • اسفند 1390 2
  • بهمن 1390 2
  • دی 1390 2
  • آذر 1390 3
  • آبان 1390 3
  • مهر 1390 3
  • شهریور 1390 5
  • مرداد 1390 2
  • تیر 1390 1
  • خرداد 1390 4
  • اردیبهشت 1390 3
  • فروردین 1390 4

آمار : 374026 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • Brutality یکشنبه 6 تیر‌ماه سال 1395 16:53
    زندگی هرگز نباید ارزش این رو داشته باشه که، کسی بخواد خودش رو تحمل کنه در وضعیت چهل ساله ای زمین خورده و به خاک نشسته. تا دیر نشده انتقام عمر رفته رو می بایست از جسم گرفت، به گونه ای هارش (باشد که تمیز کنند).
  • تاریخ برای کودکان جمعه 28 خرداد‌ماه سال 1395 13:19
    این ویدیو ، یک قسمت کوتاه از افتتاحیه المپیک سال 1936 برلین و رژه تیم ها در ورزشگاه المپیک برلین را نشان می دهد. ابراز احساسات مردم برای بعضی تیم ها (جز آلمان) مثل اتریش و ایتالیا و متقابلا سلام نازی یکپارچه اونا به جایگاه هیتلر، و دایورت بودن تیم آمریکا و بریتانیا جالبه، به نحوی از خط کشی جنگ سه سال بعد خبر می دهد....
  • Bible چهارشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1395 14:15
  • تجاوز به ناموس و وطن سه‌شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1395 00:02
    امروز دفترچه فرستادم اعزامم شد یک آبان. دو هفته قبلش مث که میگن دقیقا کدام قبرستان باید تشریف ببرید. فکر کنم با اختلاف عنوان کودن پادگان رو به خودم اختصاص بدم. چون یادمه آمادگی دفاعی دبیرستان من آخرین نفری بودم که اسلحه رو باز می کردم و می بستم. شبیه وودی آلن تو پول را وردار و فرار کن. شلیکمم که هیچی 4 تا تیر در کردم...
  • کثافت به من دست نزن. یکشنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1395 22:31
    دیروز رفتم قاطی یه مشت بچه مچه ی چند ماهه عنو واکسن کزاز و دیفتری برا اعزام سربازی رو زدم. امریه میراث فرهنگیم هم بعد این که گفتن اوکیه، حالا میگن به اسم رشته ت گیر دادن و رفته رو هوا. دفترچه رو پر کردم، شاید هفته بعد بفرستم بره. فردا ظهر وقت عمل انحراف بینی دارم. کسی اگه از بچگی مثلا قرمز رو بنفش ببینه خودش نمی فهمه...
  • Evenstar یکشنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1395 22:20
  • Strawberries یکشنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1395 22:10
    Hans zimmer - Now We Are Free (Gladiator Soundtrack) Hans zimmer - Time (Inception Soundtrack) Hans zimmer - No Time For Caution (Interstellar Soundtrack)
  • گناه من رو اگه میشه لطفی کنید بفرمایید، با تشکر. جمعه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1395 15:59
    من فکر می کردم اوضاع احوال ایران بهتر میشه بعد 92 و برجام و اینا. هندم که بودم وسط اون گرما و کثیفی و اینا، حس وطن دوستیم زده بود بالا. فکر میکردم چه کشور قشنگی داریم، چه فرهنگ خوبی داریم. موسیقی دلنشینی داریم، معماری خوبی داریم. غذاهای معرکه ای داریم. ایران بزرگه و غالبا هم هوای خنک خوبی داره (حداقل تو شش ماه از...
  • اینارم بگم لال از دنیا نرم جمعه 27 فروردین‌ماه سال 1395 22:51
    + با فرانسوا (معلم فلسفه هه) بحث فکر کردن، کتاب خوندن و اینها شد. گفتم که به نظر من فلسفه مخصوصا هرچقدر تئوریک تر، مزخرف تر و کسشره. کلا آدمی که یه گوشه ای بشینه و اسم خودش رو بذاره فیلسوف و رسالتش تفکر و صادر کردن نظریات باشه خیلی ابله و بی مصرف تشریف داره. من تینیجر بودم خیلی کتاب میخوندم، ذهنم خالی بود و عطش...
  • تقدیم به شیخ (ع) جمعه 27 فروردین‌ماه سال 1395 20:40
    #بنارس
  • چه ابرتیره ای گرفته سینه تو را چهارشنبه 25 فروردین‌ماه سال 1395 20:57
    نیمه شب به دهلی رسیدم. از فرودگاه یه تاکسی طوری گرفتم تا جام و خوابیدم، در حالی که صدای سگ، پرنده و یکسری جانور دیگر تمام شب به گوش می رسید. صبح چهارشنبه با آرین قرار گذاشتم، دوست نادیده ام از سایت کاوچ سرفینگ. آرین آدم نادری بود، چون باباش از پارسیان بمبئی بود و مادرش اهل شیراز، که هر دو آمریکا بودند و خودش تنها هند...
  • Back شنبه 21 فروردین‌ماه سال 1395 22:35
    امروز سر صبح رسیدم تهران. اولین فعالیت جدی که کردم مراجعه به دکتر و زدن سرم بود. در موقعیت مقتضی مشاهدات و تجاربم رو می نویسم.
  • در بنارس، مرگ تنها راه رهایی از چرخه زندگی است. پنج‌شنبه 20 اسفند‌ماه سال 1394 17:11
    دهم تا بیستم فروردین میرم هند. برنامه ای که ریختم اینه که 4 روز اینطورا دهلی و جیپور و آگرا، بعد با قطار برم بنارس 5 روز اینا اونجا و بعد دهلی و برگشت. توی کاوچ سرفینگ یه ایونتی دادم، تو دهلی و جیپور چند نفر گفتن بیا خونه ما، توی بنارس هم میرم یه باشگاه آموزش یوگا که یه استرالیایی می گردونه می مونم اگه خدا بخواد....
  • تو نقش پررنگی در موفقیت هایی که می شد کسب بشوند و نشدند داری. (موفقیت های بالقوه من) پنج‌شنبه 13 اسفند‌ماه سال 1394 19:52
    این وبلاگ مامان منه که الان حدود 13 ساله داره مینویسه اونجا، یعنی اندازه نصف سن من.
  • یاد پنج‌شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1394 18:56
  • Fuckin important thing شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1394 22:03
    Build a friendship before a relationship.
  • سوال چهارشنبه 7 بهمن‌ماه سال 1394 20:32
    - رابطه هات با دخترا معمولا چجوری تموم میشه؟ - معمولا تو نود دقیقه قانونی تمومه، اگه نه که میریم برا دو تا پونزده دقیقه و ضربات پنالتی.
  • اینتراخت کسلشیافت جمعه 2 بهمن‌ماه سال 1394 18:56
    مردانی که از فوتبال خوششون نمیاد یا دغدغه شون نیست رو درک نمیکنم. من دوران اوجم بازیای پخش تکرار بوندسلیگا دو رو (مثلا مونیخ 1860 با دارمشتات) با گزارش عربی از دوبی اسپورت 4 میدیدم. البته دارمشتات الان دیگه اومده بوندسلیگا یک. بعد از حدود یک سال دور شدن از معماری و کار تئوری روی "آب"، دوباره به معماری...
  • Fuuuuuckiniiiiiidiot جمعه 18 دی‌ماه سال 1394 11:19
    یه مدته به صورت خیلی خودجوش عبارت fuckin idiot شده فحش مورد علاقم. خودجوش بودنشم بدین معناست که این فحش رو جایی نشنیده بودم و به صورت کاملا ناخودآگاهانه بهم الهام شد، جوری که الان رفتم سرچ زدم ببینم اساسا هست همچین چیزی و معنی دیکشنریشو چی زده. تو urban dictionary نوشته: "A moron who knows absolutely nothing...
  • اقیانوس خشک یکشنبه 13 دی‌ماه سال 1394 10:42
    نیمه بهمن یا نهایت 10 اسفند دفاع می کنم. عین سگ دارم رساله می نویسم فعلا. دفاع کنم باز میرم کلاس سه تار، چون تازه داشتم یه عنی می شدم که ول کردم. دیگه باشگاه نمیرم چون بعید میدونم کلا تو هیکل و اینا حداقل با بدنسازی چیزی از من در بیاد، فک کنم حالا حالاها همین ریقویی که هستم بمونم. ولی میرم باشگاه بوکس. عید هم دارم...
  • آگهی گمشده جمعه 4 دی‌ماه سال 1394 23:51
    پوریا دو سه هفتس گوشیت ورنمیداره. تلگرامتم چک نکردی کلا، اس ام اسم جواب نمیدی. اگه زنده ای و اینجا رو میخونی یه بوق بزن. اگرم که مرده باشی خداوکیلی ناکامی رو گاییدی رسما.
  • A true nerd پنج‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1394 15:34
    نیوتن شخصیتی آشکارا غیرعادی داشت، بیش از اندازه استثنایی اما تک‌رو، سرد، بدعنق تا حد پا رانویا و به حواس‌پرتی و انجام دادن کارهای غیرعادی معروف بود. او تا جایی پیش رفت که یک بار سنجاقی دراز را در کاسهٔ چشم خود، بین چشم و استخوان کاسهٔ چشم و تا حد امکان نزدیک به عقب چشم خود فرو بُرد و به اطراف چرخاند تا ببیند چه تغییری...
  • مکاشفات جمعه 13 آذر‌ماه سال 1394 11:07
    دیشب در خواب و بیداری ، جمله ای در سرم می پیچید: .Can't live like this, wandering, believing in nothing
  • بشتابید! بشتابید! یکشنبه 1 آذر‌ماه سال 1394 20:05
    یکی از فانتزی هام اینه که با یه مشت آدم عجیب غریب مثلا دو تا رمال و فال بین، سه تا کارتن خواب معتاد با استعداد، چند تا فاحشه با آرایش گوتیک، یه سری نوازنده دوره گرد الکلی و دو سه تا کوتوله، یه نفر که بتونه بالن هوا کنه، تعدادی شیزوفرنیک و یک وکیل حقوقی پاره وقت یک سیرک سیار راه بندازیم.
  • Extreme Isolation شنبه 30 آبان‌ماه سال 1394 01:28
    امروز به این فکر می کردم که تنهایی مطلق با روح و روان آدم چه می کنه، فرض کنید مجبور باشید در یک خانه مهر و موم شده برای 10 سال بدون هیچ تماسی با بنی بشری زندگی کنید . یه چرخی زدم در اینترنت اینو دیدم: how extreme isolation warps the mind ، یا چگونه ایزولگی مطلق مخ را تاب می دهد . اشاره می کنه ایزولگی اکستریم به هذیان...
  • بلازده گان در عصر غبار آلود پاییزی سه‌شنبه 19 آبان‌ماه سال 1394 21:06
    در یک عصر غبارآلود پاییزی، در حاشیه اتوبان و در امتداد رودخانه راه می رفتم، معتادی به سمتم سنگ پراند و وقتی گفتم کاری باهات ندارم او گفت من با تو کار دارم، رودخانه کم کم کانال شد، ولی هوا همچنان غبارآلود بود و آفتاب هم چنان کم رمق، دسته چهل پنجاه نفری آدمهایی که لخ لخ کنان از اینور به اونور می رفتند، در آشغال ها می...
  • تراژدی زایش چهارشنبه 13 آبان‌ماه سال 1394 20:11
    یزدگرد کجا بودی تا الان؟مگه نگفتی برا نهار میای؟ بیرون بودم.برگشتنه گفتم یه سر برم کلینیک بهداشت روان دانشگاه.سه تا خانم بودن که فکشون فقط برا هم می جنبید.سر یکیشون داد زدم من یه وقت از دکتر روانپزشکتون میخوام.گفت اول باید مشاوره بشی.گفتم نه خانم من نمیخوام مشاوره بشم مستقیما باید برم پیش دکتر روانپزشک، خودم میدونم...
  • شعرهایی که سرودم در هنگامه ی "های بودن" یا فوران ناخودآگاهم... شنبه 2 آبان‌ماه سال 1394 17:44
    1. من کدامین راه را برگزینم؟ نفسم تنگ است، فسرده ام. من با تو چه کرده بودم؟ که کیفرم می دهی؟ من شانه بر شانه که تکیه دهم؟ وقتی خدا، شانه خالی کردم. 2. من را شمال ببر، آنجا خورشید هیچ گاه غروب نمی کند. 3. من خودم را چگونه به کشتن دهم تو که خودت تمام کننده کاری چرا گذاشتی. 4. مرا چونان می نگریستند، که من از خودم کینه بر...
  • هه ورامان دیدی اومدم. سه‌شنبه 28 مهر‌ماه سال 1394 19:40
    چهارشنبه تا شنبه رفتم (رفتیم) کردستان.سنندج و اورامان تخت.مریوان و پاوه نشد بریم که موند به دلم. حس خوبی داشتم اونجا، برخلاف شهرهای کسل کننده ای مثل سمنان و کاشان و قم با آدمهای کسل کننده ش.یه نکته ی مثبت این بود که خبر و اثری از محرم و ادا اطواراش نبود.دلیل مهمش این که سنی هستن غرب کردستان، ولی انگار اولویت کلا با...
  • لالایی چهارشنبه 8 مهر‌ماه سال 1394 23:22
    چند وقته دلت میخواد بری کردستان؟ یکی دوسالی میشه.مریوان، اورامانات و پاوه.دوست دارم که زمستون هم برم، چون برف و سرما رو به سبزی و گل و بلبل ترجیح میدم.هروقت به برف و کردستان فکر میکنم، آهنگ لاک پشت ها هم پرواز می کنند میاد تو ذهنم. دیگه دلت نمیخواد تبعید بشی به یه کلبه دورافتاده تو سیبری، تک و تنها؟ نمیدونم.گاهی روزها...
  • 521
  • 1
  • ...
  • 11
  • 12
  • صفحه 13
  • 14
  • 15
  • ...
  • 18