-
همبستر با پاراگوئه
سهشنبه 13 مردادماه سال 1394 19:39
1.خواب دیدم با 10 میلیون تومان دارم میرم پاراگوئه.خوشحال بودم از این که دارم میرم پاراگوئه.فقط داشتم سرچ می کردم ببینم چی داره دقیقا این پاراگوئه که من دارم میرم. از خواب که برخاستم دیدم واقعا دلم میخواد برم پاراگوئه.یه سفرنامه خوندم گویا کباب ها و استیک های خوبی داره.یک و نیم برابر جمعیتش هم گاو داره.به نظرم همین...
-
آوازشان چرا چنین غم انگیز است؟
شنبه 10 مردادماه سال 1394 16:57
پنجشنبه و جمعه با یه تیم 14 نفره رفته بودیم صعود دماوند از جبهه غربی.روز اول رو تا پناهگاه سیمرغ که حدود 4000 متری هست رفتیم.غروب زیبا بود. یک نفر گویا تنها تا قله رفته بود و برگشتنه به خاطر خستگی افتاده بود.به خاطر همین تمام شب همه کمپ برو و بیا بود و عملا کسی نخوابید. 4 صبح 10 نفر از تیم ما رفتیم به سمت قله.ماه کامل...
-
True Detective
سهشنبه 6 مردادماه سال 1394 09:29
Maggie : You drop Jen at home? Rust : Yeah, I walked her to the door. Maggie : You didn’t go in? You don’t have to fall in love in first sight, you know. Rust : Yeah. I know. Look, she’s nice, pretty. Maggie : There’s comfort there Rust. I think you guys would be good together. If you gave it a chance. You guys don’t...
-
Loss
پنجشنبه 1 مردادماه سال 1394 22:29
این افرادی که در لاس زدن های وبلاگی طرف رو "فلان بانو" خطاب می کنند بیشتر آدم رو یاد پیرمردهای زهوار دررفته ای میندازن که هنوز امید به آینده دارند. اینکه چیز زیادی از طرف نمیدونی رو میشه از دلایل گرایش افراد به این عمل ذکر کرد.چون این ندانستن قضیه رو جذاب میکنه.دلیل دیگه اش میتونه این باشه که سوراخ دعای دیگه...
-
RUSH
یکشنبه 28 تیرماه سال 1394 15:35
Happiness is the enemy.I t weakens you.P uts doubt in your mind.S uddenly, you have something to lose. (Niki Lauda, RUSH) چرا نیکی لائودا تو ژاپن ریسک نکرد؟جایی که نباید ریسک می کرد جایزه بزرگ آلمان بود، جایی که کلی چیز برای از دست دادن داشت.اون صورتشو از دست داد.اما ژاپن مگه دیگه چی براش مونده بود؟سمت راست صورت و سرش...
-
سه غریضه
سهشنبه 23 تیرماه سال 1394 00:41
1.آنچه من از همینگوی آموختم (البته نه صرفا از همینگوی) : نویسنده نسبت به واقعیت تعهد دارد، و حتی ما هم که وبلاگ نویس هایی ساده بیش نیستیم، نسبت به واقعیت تعهد داریم. و آنجایی که نمیدانیم می بایست زبان در کام فرو کشیم.(از قضاوت یا تز دادن یا هرچی) 2.یه اعتقاد مضحکی هست که برخی دارن مبنی بر اینکه ایرانیا چون انسانهای...
-
Warrior
پنجشنبه 18 تیرماه سال 1394 21:39
عجب فیلمی بود این، اووف...عجب فیلمی. یک برچسب:An action/drama that made me cry
-
انجیل خوانی
جمعه 12 تیرماه سال 1394 21:44
رهگذران سر می جنباندند و او را دشنام می دادند و می گفتند: "تو که مَقدس را ویران و در سه روز دگربار بنا می کنی، اگر پسر خدا هستی، خویشتن را نجات بخش و از صلیب فرود آی!" کاهنان اعظم نیز استهزا می کردند و با کاتبان و مشایخ می گفتند "دیگران را نجات بخشید و خویشتن را نجات نتواند بخشید!پادشاه اسراییل است:اینک...
-
رویاهای یک شب عجیب
پنجشنبه 4 تیرماه سال 1394 11:43
1.خواب دیدم سرطان داره، یکی دو سالیه تو مرکز درمانی بستریه.یه حالت رد گم کنی و جوری که کسی متوجه نشه میخواستم برم ملاقاتش که نشد.سرطان پیش رفته ای داشت، اما نهایتا همه چیز به خوبی و خوشی پایان یافت و برخلاف تصور همگان، سلامتیشو بازیافت و ترخیص شد. 2.خواب دیدم تنها زن عضو کابینه دولت هستم، در مقام وزیر ترویج عفاف و...
-
Oh soul
شنبه 23 خردادماه سال 1394 12:53
, Darkness took my soul gradually I’m a lost soul. Theists have slaughtered the almighty, Christ’s soul has been crucified. Where should I take refuge? May death cleanses me, Only death. تاریکی آرام آرام وجودم را در برگرفت وجودی سرگردانم. خداباوران خدا را سلاخی کرده اند روح مسیح را به صلیب کشانده اند. به کجا پناه برم؟...
-
I & Tree
پنجشنبه 14 خردادماه سال 1394 19:40
-
آن چه می بینیم، آن چه نمی بینیم.
جمعه 8 خردادماه سال 1394 14:55
طرح های افشا شده کمابیش همان هایی هستند که چند سال قبل، یعنی سال 1880، بررسی مطالعات یهودی با انتشار دو نامه منسوب به یهودی های قرن پانزدهم آنها را شرح داده است.یهودی های آرل از یهودی های قسطنطنیه کمک می خواهند چون در فرانسه مورد آزار و اذیت قرار می گیرند و جواب می گیرند که: "برادران عزیز هم کیش موسوی، اگر شاه...
-
از آن من و از این من
یکشنبه 20 اردیبهشتماه سال 1394 01:09
دوم سوم راهنمایی بودم دو تا فنچ داشتم که خیلی دوستشون می داشتم.در قفسشون باز مونده بود یک شب، پریده بودن و بیرون و گویا کلاغ خورده بودشون.اون صبحی که مامانم بیدارم کرد و این خبر هولناک رو بهم داد هیچ گاه فراموش نخواهم کرد.کلی گریستم و اینا. یک وبلاگی هم داشتم اون موقع تو همین بلاگ اسکای که تازه تاسیس شده بود، اسمش رو...
-
انسان تقریبا کامل
جمعه 11 اردیبهشتماه سال 1394 22:36
حسین علیزاده فکر می کنم در اون مراحل انتهایی کمال و فرزانگی قرار داره، و میتونه به عنوان الگوی انسان تقریبا کامل در جامعه ترویج بشه.اصلا لب به سخن که می گشاید آدم شرمندش میشه اینقدر خوبه، دست به ساز می بره که دیگه هیچی. عرض دیگری نیست. پی نوشت: مهتاب از آلبوم سلانه.
-
جست و خیز پسرک، دخترک کوچ نشین.
جمعه 28 فروردینماه سال 1394 14:51
عید یک هفته رفتم سیستان و بلوچستان.از تهران به زاهدان،میرجاوه،خاش،ایرانشهر،گواتر،چابهار،کنارک و باز تهران . خیلی طولانی میشه بخوام کلش رو تعریف کنم،فعلا به دو تا عکس بسنده می کنم.اولی ساحل گواتره،جنوب شرقی ترین نقطه ایران. جست و خیز پسرک . یک شب یه آشنایی پیدا شد،که ما تونستیم شب رو بریم سیاه چادر عشایر بلوچ...
-
گم و گور
چهارشنبه 19 فروردینماه سال 1394 00:29
- میگم مامان. - چی شده یزدگرد. - چیزی نشده،یه کم سردرگمم. این دختره که میگفتم بهت راجع بهش،اصلا نفهمیدیم چی شد که اومد طرف من.آخه خیلی خوبه در کل،من اگه خودم دختر بودم و میخواستم پسری رو برای هر نوع معاشرتی انتخاب کنم،جدا خودِ(پسرم) جزو گزینه های آخرم بود. یه بار برگشت بهم گفت فلانی،امید و آرزوهات چیان تو این...
-
Lonely Girl
چهارشنبه 6 اسفندماه سال 1393 13:17
این عکس رو دو سه هفته پیش که الوند رفته بودم،گرفتم.رو به بالا که میروید،بعد ازطی یک شیب معمولی،که نمی دانید بعدش چی در انتظارتان است،ناگهان به دشت وسیع و چشم گیری می رسید که بهش تخت نادر می گویند.زمستان ها پوشیده از برف است،با چشمه های یخ زده،پراکنده در سرتاسر دشت.تابستانها اما پوشیده از چمن است و چشمه های آب...
-
لخ لخ
چهارشنبه 29 بهمنماه سال 1393 23:33
مادر عزیزم ،سلام.امیدوارم که خوب باشی. از من درباره اوضاع و احوالم و کار و بارم پرسیده بودی.دوره ارشدم هم رو به پایان است و دلم میخواد با یک جمله کوتاه این یک سال و نیم گذشته رو برات تشریح کنم: تا حالا این تعداد ابله یک جا دور هم ندیده بودم. خیلی عجیبه که همه چیز این قدر تحت تاثیر تمایلات جنسی و امیال پنهانی افراد...
-
کانتوس به یادِ بنجامین بریتن برای ارکستر زهی و ناقوس
چهارشنبه 15 بهمنماه سال 1393 18:04
چند وقت پیش به قطعه ای برخورد کردم که نمی شد ساده ازش رد شد.حس و تصویر،زندگی و مرگ.اثر آروو پارت تنظیم کننده و آهنگساز استونیایی:مینی مال رازآلود یا مقدس،روح موسیقی چندصدایی اروپایی دوره رنسانس و قرون وسطی. تحلیل های زیاد بر این قطعه مشخص که به یاد بنجامین بریتن آهنگساز انگلیسی ساخته شده رفته.یک سال بعد از مرگ بریتن...
-
فوتبال به مثابه خیلی چیزها وگرنه که پیمونه بی شرابه.
جمعه 3 بهمنماه سال 1393 22:36
امروز که فوتبال تموم شد همچی ولو شده بودم،چشمامو بسته بودم چیزی نبینم،گوشامم گرفته بودم چیزی نشنوم.چون میدونستم اون شادی عراقیا بعد بازی رو اگه ببینم،یه صحنه ایه که همچی ساده از ذهنم پاک نمیشه،پس فردا سرمونو گذاشتیم خواستیم بمیریم بعید نیست اون وسط مسطا بیاد رد شه از جلو چشمون،داغ دلمون تازه شه. هی میگن آقا دل نبند،ما...
-
Winter Sleep
یکشنبه 28 دیماه سال 1393 01:13
این رو چند ساعت پیش تو سینماتک کوروش دیدم.می دونستم فیلم تحسین شده ایه،تریلرش رو هم دیده بودم و وقتی فهمیدم یک سانس نمایشش میدن درنگ نکردم.یک درام سه ساعت و اندی آرام،دقیق و فوق العاده Touching،طبیعت زمستانی رویاگونه آناتولی فیلم رو شبیه یک شعر لطیف کرده،اضافه کنید پیانوی بی نقص شوبرت رو به عنوان موسیقی متن .حسرت...
-
رضا عقیلی،یه پولی بهت میدم دیگه ترجمه نکن.
پنجشنبه 18 دیماه سال 1393 20:21
1.فردا (جمعه مورخ 19 دی ماه یکهزار و سیصد و نود و سه) می رم قله توچال.امیدوارم بتونیم تا قله بریم و بتونم عکسای خوبی بگیرم،البته اگه تکان دادن انگشتانم مقدور بود،چون الان رفتم آشغال بذارم دم در یه باد سرد زد کیسه آشغال از دستم افتاد.اونجا که یه دوهزار و 500 متری از سر کوچه ما بالاتره،باداشم سردتره دیگه.امیدواری دیگرم...
-
چهره ها
پنجشنبه 11 دیماه سال 1393 01:06
اخطار:این پست حاوی تصاویر دلچسبی نیست.اگر کودک هستید،یا با دیدن تصویر جسد حال خوبی بهتان دست نمی دهد،پایین نروید. دادگاه نورمبرگ،در 20 نوامبر 1945 برای محاکمه 22 نفر از رهبران آلمان نازی توسط متفقین ترتیب داده شد.هیتلر و هیملر(رئیس وافن اس اس) و گوبلز قبل از دستگیری خودکشی کردند. هرمان گورینگ.فرمانده لوفت وافه(نیروی...
-
سه عریضه
چهارشنبه 3 دیماه سال 1393 20:11
اول.فردا عروسیه خواهرمه.همین دیگه،یک دوره جدید شروع خواهد شد.نه اینکه ما دو تا بیشتر نبودیم،مهم میشه دیگه.خانه مان هم کلی ساکت خواهد شد.بابام که کلا زیاد حرف نمی زنه(حداقل با ما)،مامان هم زیاد حرف نمیزنه،من هم زیاد حرف نمی زنم.خواهرم مشخصا تو خانه ما مسئولیت تولید امواج صوتی رو عهده دار بود. دوم.من روانشناسی و اینا...
-
Phonambria
چهارشنبه 19 آذرماه سال 1393 22:34
زنگ زدم به یه نفر،جواب نداد.5 دقیقه بعد مسیج زد سلام فلانی جان،کاری داشتی زنگ زدی؟ واقعا این یه قلم رو نمیدونم چجوری هضم کنم.سوای اینکه رسما فحش حساب میشه،هرچند احتمال زیاد طرف حالیش نیست،جدا طرف چی توی مغزش میگذره اینو می پرسه. آدم میمونه در پاسخ به سوال معصومانه "کاری داشتی زنگ زدی؟" چی بگه.مثلا نه کاری...
-
پروردگارا تحویل بگیر.
یکشنبه 16 آذرماه سال 1393 17:20
ما که نرفتیم،ولی گویا روز حساب و کتاب و دفتر و مشق،سگ صاحبشو نمی شناسه.مردم تو صف همدیگه رو هل میدن،از هم جلو میزنن،همدیگه رو که ببینن روشونو می کنن اونور،می خواد برادر باشه،همسر باشه،مادر باشه.چه رسد به دوست و آشنا. خلاصه اینکه یکی بیفته هیچ کی نمیاد دستشو بگیره بلندش کنه. یک فرض بی رحمانه:اینکه انسان ابژه است و کلا...
-
روحم را از بدنم دریغ کن
پنجشنبه 6 آذرماه سال 1393 15:04
این هفته تهران یک همایش بود برای بزرگداشت اریک هرملین .حقیقتا جا داره یه فیلم از زندگیش ساخته بشه،من که شیفته ی مرامش شدم(ویکی پدیای انگلسیش پربارتره).یک جمله از ویکی پدیاش میارم شما خودتان تا ته قضیه بروید: <اریک هرملین را دیوانهٔ اسکاندیناوی نیز خواندهاند، او به مدت ۳۵ سال در تیمارستان بستری بود و در این مدت بیش...
-
سوگ سیاوش
پنجشنبه 29 آبانماه سال 1393 17:46
گویند این گل در آن زمان که گلوی سیاووش با تیغ تیز گرسیوز آشنا میشد، شاهد ماجرا بود.از پس آن اندوه، گلگونه رخ، سر به زیر افکند تا آرام آرام اشک بریزد بر بیگناهی سیاوش: چو سرو سیاوش نگونسار دید سراپردهٔ دشت خونسار دید بیفکند سر را ز انده نگون بشد زان سپس لاله ی واژگون
-
ملت کوچک،اسطوره های کوچک؟
یکشنبه 25 آبانماه سال 1393 18:40
امروز قبل ظهر با مترو داشتم می رفتم دانشگاه سابق،گفت مترو ولیعصر توقف نداریم.گفتم بهتر.رسید مترو فردوسی،دیدم جل الخالق،یه جماعت عظیمی جمع شده بودند توی ایستگاه که مثل سیل جاری شدند تو قطار،مقدار قابل توجهی دختر جوان مشکی پوش و پسرای شونزده هفده ساله مو آب و جارو کرده.دوزاریم افتاد آها تشریف می برند بدرقه مرتضی...
-
رویا
چهارشنبه 21 آبانماه سال 1393 23:34
چند شب پیش خواب دیدم به عنوان حیوان خانگی،دو تا "بچه مورچه" دارم.مدام نگران بودم مبادا گمشان کنم،چون خیلی مورچه های کوچکی بودند.حالا دقیقا نمیدانم اصلا این بچه مورچه چه صیغه ای هست که به خواب من آمد،مثلا مورچه 1 ماهه کودک حساب میشه یا بالغ،اما اینها هر چه بودند تازه متولد شده بودند و هنوز اول راه بودند. چیزی...