بدرود. اگر در بدو ورود منجمد نشدم در خدمت شما خواهم بود.
خوابم میاد، چجوری زندهاین شما بعد این همه سال؟ چراغارو خاموش کنید بگیریم بخوابیم بابا، خبری نیست.
خدایا من به خودم و متعاقبا به تو ظلم کردم، من رو ببخش.
یک هفته دیگه باید برم، فاک
سه هفته دیگه باید برم.
از قیطریه تا اورنج کانتی حمیدرضا صدر رو خوندم در دو روز. وقتی دکتر میگه بدون شیمی درمانی 6 ماه با درمان نهایت 2 3 سال واقعا چرا باید راه دوم رو انتخاب کرد؟ اون 2 3 سال اسمش زندگی نیست زجره.
شما هر کاری میکنید باید برای خدا باشه. الان من دارم میرم کلگری به خاطر خدا.
من 32 سالگی یکدفعه یک تکان سنگینی خوردم که ما اینجا یک ماموریتی داریم و بعد مرگ داستان در ابعاد دیگری ادامه خواهد داشت (در کل قضیه جدیه).
خاک بر سرم اگر یک جو غیرت و مردانگی داشتم تا این سن خونه بابام نبودم.
من از همهی کسانی که تا حالا به هر دلیلی باعث ناراحتیشون شدم از ته قلبم عذرخواهی میکنم.